ال نینیو، آشفتگی و فقر دانش محیطی در ایران
اینگونه آشفتگی فنی و علمی در باره رخدادهای طبیعی در ایران، طی هفته گذشته نمود دیگری هم داشت؛ هنگامی که وقوع بارش مشکوک به ترکیبات اسیدی هزاران نفر از شهروندان اهوازی را روانه بیمارستان کرد.
در ابتدا همه جا از این بارش به عنوان باران اسیدی نام برده شد، متعاقباً گفته شد که نشانهای از اسیدی بودن در این بارش پیدا نشده است. رئیس دانشگاه علوم پزشکی اهواز آتش زدن لاستیکها در حوالی این شهر را عامل این پدیده اعلام کرد، مدیر کل محیطزیست استان "آلودگی تأسیسات نفتی، آتش زدن مزارع نیشکر، انباشت زباله، سکون هوا و رطوبت ۹۵ درصدی" را دلیل بروز آن دانست، اما متعاقباً در پی اظهارنظر یک ایمونولوژیست (دقت کنید که فقط اظهارنظر، نه تحقیق علمی اثبات شده) سازمان محیطزیست هم اعلام کرد که آلرژی نسبت به گردهافشانی گیاه "کنکارپوس" عامل همهگیری ناراحتی تنفسی اهوازیها شده است. کار به آنجا رسید که از نهادهای مسئول خواسته شد برای نجات مردم، خوزستان از گونه گیاهی پیشگفته پاکسازی شود.
اما کارشناسان به طور جدی در این باره ابراز تردید کردند و گفتند که این گیاه چرا فقط در اهواز چنین گردهافشانی آلرژیزایی دارد و نه در همه خوزستان؟ مضاف بر آنکه همهگیری بیماری متعاقب سه روز بارش مداوم رخ داده و در چنان بارانی نه میتوانسته چنان گردهافشانی گرانباری رخ دهد و نه آنچنان تأثیری بر مجاری تنفسی بگذارد. این چندمین سال پی در پی است که در خوزستان بارش مشکوک به اسیدی میبارد و هنوز در این باره یک اطلاعیه دقیق علمی منتشر نشده است.
آنچه که گفته شد میتواند نمایهای از آشفتگی مدیریتی و فقر دانش محیطی در ایران باشد. میتوان مثالهای پر شمار دیگری هم ذکر کرد. با جستجوی نیم ساعته در اینترنت میتوان دهها مقاله معتبر علمی پیدا کرد در باره تغییر اقلیم خاورمیانه و خشکتر و گرمتر شدن آن، اما هنوز بسیاری از حتی دانشگاهیان ایران بحران آب را بیاعتنا به وجه اقلیمی آن تفسیر میکنند و موضوع را به مؤلفه های صرفاً آنتروپوژنیک فرو میکاهند.
در مواردی هم البته موضوع پیچیده و پرابهام است. اما چاره کار واکنشهای نادرست و عجولانه نیست. اظهار بی اطلاعی یکی از اصلیترین و محترمانهترین رفتارهای علمی است. در همان خبری که در ابتدای این نوشته به آن اشاره شد، یعنی اعلام وقوع یک النینیوی شدید توسط سازمان جهانی هواشناسی، در پاسخ به این سئوال که آیا وقوع همزمان یک پدیده گرمازای قطبی در جت استریم در اطلس ممکن است باعث تعدیل اثرات النینیو بشود یا نه، دیوید کارلسون، مدیر برنامه تحقیقات آب و هوای جهانی، میگوید: "واقعیت این است که نمیدانیم چه اتفاقی خواهد افتاد. آیا این دو پدیده همدیگر را تقویت خواهند کرد؟ آیا همدیگر را خنثی خواهند کرد؟ آیا یکی پس از دیگری وارد عمل خواهد شد؟ آیا منطقهای خواهد بود؟ واقعاً نمیدانیم."
ظاهرا گفتن "واقعاً نمیدانیم" یا "واقعاً نمیتوانیم" حتی در برابر پدیدههای اقلیمی مثل النینیو و باران اسیدی برای برای بعضی از مدیران دولتی دشوار است. اما دشوارتر و پیچیدهتر از آن، مدیریت محیطی بدون احساس نیاز به دادهها و اطلاعات بنیادین و اولیه است. پدیدههای طبیعی البته در شرایط معمول مؤلفههای غیر قابل کنترلی برای حاکمیت نیستند، مگر آنکه شرایط غیر معمول شود. ورود به دوران پست نرمال اقلیمی (پساخشکیدگی) شاید دستکم این حسن را داشته باشد که متولیان مدیریت محیط در ایران سرانجام تصمیم به شناخت مؤلفههای مؤثر بر شکلگیری چشمانداز را بگیرند.
به نام آنکه جان را فکرت آموخت